فال حافظ روزانه جمعه 17 مهر 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 313
بازآي ساقيا که هواخواه خدمتم ، مشتاق بندگي و دعاگوي دولتم زان جا که فيض جام سعادت فروغ توست ، بيرون شدي نماي ز ظلمات حيرتم هر چند غرق بحر گناهم ز صد جهت ، تا آشناي عشق شدم ز اهل رحمتم عيبم مکن به رندي و بدنامي اي حکيم ، کاين بود سرنوشت ز ديوان قسمتم مي خور که عاشقي نه به کسب است و اختيار ، اين موهبت رسيد ز ميراث فطرتم من کز وطن سفر نگزيدم به عمر خويش ، در عشق ديدن تو هواخواه غربتم دريا و کوه در ره و من خسته و ضعيف ، اي خضر پي خجسته مدد کن به همتم دورم به صورت از در دولتسراي تو ، ليکن به جان و دل ز مقيمان حضرتم
حافظ به پيش چشم تو خواهد سپرد جان
،
در اين خيالم ار بدهد عمر مهلتم
تعبیر:
در انتظار به سر می بری و از دوست و محبوب خود جدا شده و دور مانده ای. با سعی و تلاش و دعا به درگاه خداوند به مقصود خود می رسی. هرچند که ممکن است این کار دیر انجام گیرد، اما نا امید و مأیوس نباش. آنچه خداوند بخواهد همان می شود. راه های مختلف را آزمایش کن تا به نتیجه برسی.
فال حافظ روزانه جمعه 17 مهر 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 390
افسر سلطان گل پيدا شد از طرف چمن ، مقدمش يا رب مبارک باد بر سرو و سمن خوش به جاي خويشتن بود اين نشست خسروي ، تا نشيند هر کسي اکنون به جاي خويشتن خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمت ، کاسم اعظم کرد از او کوتاه دست اهرمن تا ابد معمور باد اين خانه کز خاک درش ، هر نفس با بوي رحمان مي وزد باد يمن شوکت پور پشنگ و تيغ عالمگير او ، در همه شهنامه ها شد داستان انجمن خنگ چوگاني چرخت رام شد در زير زين ، شهسوارا چون به ميدان آمدي گويي بزن جويبار ملک را آب روان شمشير توست ، تو درخت عدل بنشان بيخ بدخواهان بکن بعد از اين نشکفت اگر با نکهت خلق خوشت ، خيزد از صحراي ايذج نافه مشک ختن گوشه گيران انتظار جلوه خوش مي کنند ، برشکن طرف کلاه و برقع از رخ برفکن مشورت با عقل کردم گفت حافظ مي بنوش ، ساقيا مي ده به قول مستشار موتمن
اي صبا بر ساقي بزم اتابک عرضه دار
،
تا از آن جام زرافشان جرعه اي بخشد به من
تعبیر:
به زودی خبرهای خوشی به تو می رسد و همه چیز رنگ و بوی دیگری می گیرد. دوران ناراحتی به سر می رسد و شاهد مقصود را در آغوش می کشی به شرط آنکه فرصت را غنیمت شماری. اجازه نده مغرضان تو را نا امید کنند.
فال حافظ روزانه جمعه 17 مهر 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 219
کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود ، بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود بنوش جام صبوحي به ناله دف و چنگ ، ببوس غبغب ساقي به نغمه ني و عود به دور گل منشين بي شراب و شاهد و چنگ ، که همچو روز بقا هفته اي بود معدود شد از خروج رياحين چو آسمان روشن ، زمين به اختر ميمون و طالع مسعود ز دست شاهد نازک عذار عيسي دم ، شراب نوش و رها کن حديث عاد و ثمود جهان چو خلد برين شد به دور سوسن و گل ، ولي چه سود که در وي نه ممکن است خلود چو گل سوار شود بر هوا سليمان وار ، سحر که مرغ درآيد به نغمه داوود به باغ تازه کن آيين دين زردشتي ، کنون که لاله برافروخت آتش نمرود بخواه جام صبوحي به ياد آصف عهد ، وزير ملک سليمان عماد دين محمود
بود که مجلس حافظ به يمن تربيتش
،
هر آن چه مي طلبد جمله باشدش موجود
تعبیر:
به آرزوی خود می رسی. دنیا بر وفق مرادت می شود. هرچه بخواهی بدست خواهی آورد. خداوند را شاکر باش تا نعمات خود را بر تو ارزانی دارد.
فال حافظ روزانه جمعه 17 مهر 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 113
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشاني داد ، که تاب من به جهان طره فلاني داد دلم خزانه اسرار بود و دست قضا ، درش ببست و کليدش به دلستاني داد شکسته وار به درگاهت آمدم که طبيب ، به موميايي لطف توام نشاني داد تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش ، که دست دادش و ياري ناتواني داد برو معالجه خود کن اي نصيحتگو ، شراب و شاهد شيرين که را زياني داد
گذشت بر من مسکين و با رقيبان گفت
،
دريغ حافظ مسکين من چه جاني داد
تعبیر:
غم و اندوهی وجود تو را در بر گرفته است. خالصانه به درگاه خداوند روی بیاور و امیدوار باش تا موفق شوی. راز خود را با هر کس در میان نگذار و دوستان واقعی خود را بشناس.
فال حافظ روزانه جمعه 17 مهر 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 423
دوش رفتم به در ميکده خواب آلوده ، خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش ، گفت بيدار شو اي ره رو خواب آلوده شست و شويي کن و آن گه به خرابات خرام ، تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده به هواي لب شيرين پسران چند کني ، جوهر روح به ياقوت مذاب آلوده به طهارت گذران منزل پيري و مکن ، خلعت شيب چو تشريف شباب آلوده پاک و صافي شو و از چاه طبيعت به درآي ، که صفايي ندهد آب تراب آلوده گفتم اي جان جهان دفتر گل عيبي نيست ، که شود فصل بهار از مي ناب آلوده آشنايان ره عشق در اين بحر عميق ، غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
گفت حافظ لغز و نکته به ياران مفروش
،
آه از اين لطف به انواع عتاب آلوده
تعبیر:
با ایمان و اراده ای محکم قدم در راه بگذار و به خدا توکل کن. اخلاص داشته باش و از روی هوا و هوس تصمیم نگیر. از مشکلات راه هراسی به دل راه نده. سعی و تلاش را فراموش نکن تا به هدف برسی.
فال حافظ روزانه جمعه 17 مهر 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 369
ما ز ياران چشم ياري داشتيم ، خود غلط بود آن چه ما پنداشتيم تا درخت دوستي برگي دهد ، حاليا رفتيم و تخمي کاشتيم گفت و گو آيين درويشي نبود ، ور نه با تو ماجراها داشتيم شيوه چشمت فريب جنگ داشت ، ما غلط کرديم و صلح انگاشتيم گلبن حسنت نه خود شد دلفروز ، ما دم همت بر او بگماشتيم نکته ها رفت و شکايت کس نکرد ، جانب حرمت فرونگذاشتيم
گفت خود دادي به ما دل حافظا
،
ما محصل بر کسي نگماشتيم
تعبیر:
بیهوده روی دیگران حساب بازنکن . باید روی پای خودت بایستی و گرنه هیچ کس کمکی به تو نخواهد کرد.
فال حافظ روزانه جمعه 17 مهر 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 316
زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم ، ناز بنياد مکن تا نکني بنيادم مي مخور با همه کس تا نخورم خون جگر ، سر مکش تا نکشد سر به فلک فريادم زلف را حلقه مکن تا نکني دربندم ، طره را تاب مده تا ندهي بر بادم يار بيگانه مشو تا نبري از خويشم ، غم اغيار مخور تا نکني ناشادم رخ برافروز که فارغ کني از برگ گلم ، قد برافراز که از سرو کني آزادم شمع هر جمع مشو ور نه بسوزي ما را ، ياد هر قوم مکن تا نروي از يادم شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه ، شور شيرين منما تا نکني فرهادم رحم کن بر من مسکين و به فريادم رس ، تا به خاک در آصف نرسد فريادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روي
،
من از آن روز که دربند توام آزادم
تعبیر:
در هر کاری میانه روی پیشه کن و دقت عمل داشته باش. به فکر دوستان خود باش و آنان را از یاد نبر تا در روزگار تنگدستی و نیاز به کمک تو بشتابند. خود را از پند و اندرز بزرگان بی نیاز ندان و غرور و تکبر را کنار بگذار.
فال حافظ روزانه جمعه 17 مهر 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 113
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشاني داد ، که تاب من به جهان طره فلاني داد دلم خزانه اسرار بود و دست قضا ، درش ببست و کليدش به دلستاني داد شکسته وار به درگاهت آمدم که طبيب ، به موميايي لطف توام نشاني داد تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش ، که دست دادش و ياري ناتواني داد برو معالجه خود کن اي نصيحتگو ، شراب و شاهد شيرين که را زياني داد
گذشت بر من مسکين و با رقيبان گفت
،
دريغ حافظ مسکين من چه جاني داد
تعبیر:
غم و اندوهی وجود تو را در بر گرفته است. خالصانه به درگاه خداوند روی بیاور و امیدوار باش تا موفق شوی. راز خود را با هر کس در میان نگذار و دوستان واقعی خود را بشناس.
فال حافظ روزانه جمعه 17 مهر 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 316
زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم ، ناز بنياد مکن تا نکني بنيادم مي مخور با همه کس تا نخورم خون جگر ، سر مکش تا نکشد سر به فلک فريادم زلف را حلقه مکن تا نکني دربندم ، طره را تاب مده تا ندهي بر بادم يار بيگانه مشو تا نبري از خويشم ، غم اغيار مخور تا نکني ناشادم رخ برافروز که فارغ کني از برگ گلم ، قد برافراز که از سرو کني آزادم شمع هر جمع مشو ور نه بسوزي ما را ، ياد هر قوم مکن تا نروي از يادم شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه ، شور شيرين منما تا نکني فرهادم رحم کن بر من مسکين و به فريادم رس ، تا به خاک در آصف نرسد فريادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روي
،
من از آن روز که دربند توام آزادم
تعبیر:
در هر کاری میانه روی پیشه کن و دقت عمل داشته باش. به فکر دوستان خود باش و آنان را از یاد نبر تا در روزگار تنگدستی و نیاز به کمک تو بشتابند. خود را از پند و اندرز بزرگان بی نیاز ندان و غرور و تکبر را کنار بگذار.
فال حافظ روزانه جمعه 17 مهر 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 202
بود آيا که در ميکده ها بگشايند ، گره از کار فروبسته ما بگشايند اگر از بهر دل زاهد خودبين بستند ، دل قوي دار که از بهر خدا بگشايند به صفاي دل رندان صبوحي زدگان ، بس در بسته به مفتاح دعا بگشايند نامه تعزيت دختر رز بنويسيد ، تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشايند گيسوي چنگ ببريد به مرگ مي ناب ، تا حريفان همه خون از مژه ها بگشايند در ميخانه ببستند خدايا مپسند ، که در خانه تزوير و ريا بگشايند
حافظ اين خرقه که داري تو ببيني فردا
،
که چه زنار ز زيرش به دغا بگشايند
تعبیر:
گرفتار رنج و مصیبتی شده ای، اما نا امید نباش. پایان هر شب سیاه سپیدی روز است. دعا و نیایش به درگاه خدا به قلب تو آرامش می بخشد و به تو کمک می کند تا بهتر تصمیم بگیری. امیدوار باش.
فال حافظ روزانه جمعه 17 مهر 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 82
آن ترک پري چهره که دوش از بر ما رفت ، آيا چه خطا ديد که از راه خطا رفت تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بين ، کس واقف ما نيست که از ديده چه ها رفت بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش ، آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم ، سيلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت از پاي فتاديم چو آمد غم هجران ، در درد بمرديم چو از دست دوا رفت دل گفت وصالش به دعا باز توان يافت ، عمريست که عمرم همه در کار دعا رفت احرام چه بنديم چو آن قبله نه اين جاست ، در سعي چه کوشيم چو از مروه صفا رفت دي گفت طبيب از سر حسرت چو مرا ديد ، هيهات که رنج تو ز قانون شفا رفت
اي دوست به پرسيدن حافظ قدمي نه
،
زان پيش که گويند که از دار فنا رفت
تعبیر:
از دوست عزیزی دور افتاده ای و در غم و حسرت به سر می بری. نا امید نباش زیرا هر فراقی وصالی به همراه دارد. اگر می خواهی به مطلوب خود برسی نا امیدی را از خود دور کن.
فال حافظ روزانه جمعه 17 مهر 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 56
دل سراپرده محبت اوست ، ديده آيينه دار طلعت اوست من که سر درنياورم به دو کون ، گردنم زير بار منت اوست تو و طوبي و ما و قامت يار ، فکر هر کس به قدر همت اوست گر من آلوده دامنم چه عجب ، همه عالم گواه عصمت اوست من که باشم در آن حرم که صبا ، پرده دار حريم حرمت اوست بي خيالش مباد منظر چشم ، زان که اين گوشه جاي خلوت اوست هر گل نو که شد چمن آراي ، ز اثر رنگ و بوي صحبت اوست دور مجنون گذشت و نوبت ماست ، هر کسي پنج روز نوبت اوست ملکت عاشقي و گنج طرب ، هر چه دارم ز يمن همت اوست من و دل گر فدا شديم چه باک ، غرض اندر ميان سلامت اوست
فقر ظاهر مبين که حافظ را
،
سينه گنجينه محبت اوست
تعبیر:
دست از طلب بر ندار و از طعنه ی حسودان در هراس نباش. کاری که در پیش گرفته ای درست است و تو را به مقصد می رساند. همت و تلاش موفقیت تو را تضمین می کنند.